رضا قليخان هدايت

2262

مجمع الفصحاء ( فارسي )

ز خط زمردى بر لوح او قوس قزح پيدا * ز چشمم پيش او ابرى كه جز در نيست بارانش به زير آن نگين لعل آيد چرخ فيروزه * اگر مهرى كند فرخ ز عالىمهر سلطانش ربايد ز آسمان در حين سنانش عقدهء پروين * اگر ناگه سرافرازى كند رمح چو ثعبانش و له ايضا آن ماه مشك‌طره و آن سرو كش خرام * بر من به ساغرى غم دل را كند حرام روشن شود چو روز شب تيره‌فام من * چون او به بزم جلوه كند آفتاب‌فام از خرمى ندانم چون مىدهد مرا * كان دو لب چو نوش كدام است و مى كدام چون لام الف گرفته من او را كنار و او * پيراسته دو زلفك چون دال كرده لام او دام دل نهاده از آن زلف پرشكن * من مرغ دل فتاده در آن زلف او به دام * * * خداوند حميد را حمد كه احوال و اقوال پادشاهان عظيم الشأن و شاهزادگان كرام و حكام و امراى والامقام متقدمين و متأخرين و معاصرين را در قسمت اول از اقسام اربعه تذكرهء مجمع الفصحا بنگاشتم و افكار ابكار اعليحضرت سكندر رتبت شاهنشاه اعظم شهريار عصر تاج السلاطين ناصر الدّين شاه قاجار را در علو منزلت تاج تارك افتخار و اعتبار سلاطين داشتم و قسمت ثانى را كه محتوى بر شرح حالات و مقالات فصحاى متقدمين است چنان كه بايستى به روزگار دولت ابدمدت حضرت شهريار گيتى مدار سلطان السلاطين و خاقان الخواقين شاهنشاه گيتى پناه المؤيد من عند اللّه مروج ملت رسول عربى ابطحى تازى ابو السيف و النصر و الفتح سلطان ناصر الدّين پادشاه قاجار غازى خلد اللّه ملكه و ابد اللّه فى بحار السلطنه فلكه برآراستم پس به طبقهء ثالث و رابع پرداختم . دولت شاه جهان پاينده در ايام باد * صد هزاران نامه را بر نام پاكش نام نهاد اين گرامىنامه كاندر عهد او آغاز يافت * هم به عهد خسرو دين پرورش انجام باد